Wednesday, October 08, 2008

بوی اسکی میاد


با نزدیک شدن به فصل اسکی تصمیم گرفتم با تا این پست جدید رو ارسال کنم با برای آون دوستانی که تازه میخواهند اسک را شروع کنند کمک کنننده باشد، خب معمولاً چیزی که خیلی از من پرسیده میشه از طرف این دوستان اینه که چه مارک اسکی بخرم و به چه چیز هایی احتیاج دارم ؟
خب مهمترین چیزی در ابتدا دستکش، کلاه و عینک و ژاکت اسکی ، بهتره دستکش ضد آب باشه و دارای بند باشه و کلاه محافظ مخصووص اسکی دارای گوش گیر رو پیشنهاد میکنم، عینک اسکی باید یک تکه باشه و قسمت بالای صورت را نیز پوشش بده بهترین عینک های دارای فیلتر پلاریزه هستند من مارک Alpina رورو خیلی پینشهاد میکنم. زاکت اسکی اگر از پارجه تنفسی بباشه بهتره ولی متسفانه 99 درصد اقلام وجود در بازار تقلبی هستند پس لازم نیست خیلی گرون قیمت خرید کنید.
برای بوت اسکی من مارک فیشر رو پیشنهاد می کنم واقعاً به پای من که خیلی می سازه به هر حال از جایی که کفش می خرید دو مورد را حتماً مد نظر قرار دهید اول اینکه هر برندی برای خودش شابلون خودشو داره پس شما باید پاتون رو با شابلون اندازه گیری کنید تا سایز پای شما از لحاظ طول و عرض مشخض بشه و دوم درجه فلکس کفش که مشخص کننده زاویه مچ پاست هر قدر که بیشتر اسکی می کنید این زاویه بیشتر میشه در واقع حالت ایستاده معمولی انسان این زاویه 90 درجه است ولی اسکی بازان حرفه ای گاهاً از کفش های با زاویه 140 استفاده می کنند که در این حالت اسکی باز در حالت ایستاده به سمت عقب سوق پیدا میکند برای یک اسکی باز عادی و مبتدی زاویه 70 تا 80 مطلوب است
ادامه مطلب در پست های بعدی

Sunday, May 11, 2008

تکراری شده


راستش نمی دونم ولی اینگار یه چیزی به من میگه باید منتظر اتفاق مهمی در زندگیم باشم به هر حال خیلی کسل کننده شده با این که سرم خیلی به کارم مشغولعه ولی همه چیز یه جورایی تکراری شده، جالب اینجاست که چیزای جدیدم حال نمیده.. سایتم همین جوری رو هوا مونده و برنامه نویس هم همیشه میگه خیلی کار داره.. خلاصه اوضاع جالب نیست با چند نفر بابت گرفتن پروژه صحبت کردم ولی به این نتیجه رسیدم که اینا گرگند و کار گِل شده را به ما میدند. نمی دونم خرج زندگی زیاد شده و به آینده با این وضعیت امیدی نیست. که چی ناهار کنسرو بخوری و سخت کار کنی آخر شب با سر درد میری خونه ...نمی دومنم باید یه کاری کرد یا منتظر بود خود به خود اتفاقی بیفته.... به هر حال هر چی زور میزنیم بیشتر تو گل میریم فرو..

Sunday, April 06, 2008

سال نو مبارک


بعد از کلی کشمکش به این نتیجه رسیدیم به جای اینکه نخوری کنیم و به 100 در بزنیم ، بریم یه اکباتان یه خونه اجاره کنیم و فکر خرید مسکن در دونغوز دره رو از سرمون بیرون کنیم. خونش بد نیست فقط رییس هیت مدیر ساختمون آدم عوضی چون به ما نگفت آب اینجا از چاه میاد!!! و ما یه 20 روز آونو خوردیم به هر حال آب تهرانم داره که تازه وصل شده و فقط به آشپز خونه وصله !! محیطه جالبیه اینجا مردمش الکی خوشن و کلاس چوسی میزارن فکر کردن اکباتان کجاست!! کی میدونه هر کی از دور میبینه فکر می کنه چون پنجره هاش دودیه و سر کوچه هاش نگهبان داره... آره دیگه!!!
عید این سال خیلی جالب بود از اولش بد بیاری تا الان یه دست مبل مامامنم قسطی خرید به گفته خودش از کارخونه 3 میلیون تومان که پسر خاله 5 سالم با چاقو یکیشو جر داد . گوش من در اثر ترکیدن ترقه در 4 شنبه صوری تا الان که تقریباً 20 روزی شده صوت میکشه!!
فعلاً با اوری بادی

Monday, March 03, 2008

DNA has been injected into chimpanzees and hybrid animals will arrive


It has been four years since Dolly, the cloned sheep, put a reassuringly sweet face on the new era of Frankenstein biology. You would think with all the cloning, genetic engineering, and general monkeying around scientists have done since then, they would have produced at least one grotesque monster. Instead, the mutants just keep getting cuter.

Enter ANDi, the most adorable member of the biotechnology petting zoo yet. ANDi (the name stands for "inserted DNA" backwards) is mostly monkey, rhesus macaque to be precise. But nestled somewhere in his chromosomes is a short stretch of DNA that makes him part jellyfish, too. His birth announcement, made last week in the journal Science, removes what little doubt was left that genetic engineering isn't just for mice and soybeans. As the world's first "transgenic" monkey, ANDi is living proof that the technique can work on our closest biological relatives--and therefore on us.

As disarming as he may appear, ANDi raises more questions than he answers. Scientifically, the experiment demonstrates just how technically difficult it is to do genetic manipulation in higher animals. At the same time, even a preliminary advance with our genetic next of kin ignites all the ethical concerns about tinkering with human DNA and the prospect of designer babies.

Like all of us, ANDi started out as an unfertilized egg. A team of scientists at the Oregon Health Sciences University used a modified virus to carry the jellyfish gene into monkey eggs, which were then injected with sperm and implanted in surrogate mothers. The gene itself is just an easy-to-spot marker used by biologists to test new procedures. But, says team leader Gerald Schatten, now that they've shown the technique works, "We can use the same method to insert almost any gene we want." That would be a boon to researchers hunting for cures for everything from blindness to Parkinson's disease, who currently use genetically modified mice for their work.

Of mice and men. As useful as those lesser critters are, sometimes the differences between mice and humans are too great to make them useful tools for researching human disease. Only primates have a monthly menstrual cycle, for example, which can have important impacts on breast and ovarian cancer. Rodents also lack a macula, the part of the eye's retina that is lost in macular degeneration, the leading cause of blindness in the United States. Perhaps most significant, rodent brains are just too simple to show the subtle effects of psychiatric and neurodegenerative diseases such as schizophrenia and Alzheimer's.

Still, you don't have to be an animal-rights activist to balk at the thought of tinkering with the genetic makeup of complex, social animals like monkeys. "You have to consider how great the benefit to humanity will be," says neurogeneticist Carolee Barlow of the Salk Institute in San Diego. "If you can use monkeys to cure a disease, you'll be helping people who have no other options. But you have to remember that anything you do with a monkey affects it as a being. They deserve the best life we can give them."

Sunday, February 10, 2008

اسکی در شمشک


دو شنبه این هفت یکی از بهترین روز های اسکی زندگیم رو تجربه کردم، راستش برف زیاد خوب نبود و بیشتر روی یخ اسکی می کردم ولی همین که صف زیاد نبود و اینکه بچه های تیم جوانان اسکی تمرین کردم خیلی لذت بخش بود. چیزهای زیادی گرفتم و متوجه تعداد زیادی از مشکلات اسکیم شدم.
راستش احساس خیلی خوبیه وقتی یه بومی شمشکی میاد بهت میگه، به چا اینجایی؟ مسابقه رویی؟ یا اینکه می تونی هم سطح حد اقل تو سرعت در حدی باشی که با حرفه ای ها تمرین کنی. به هر حال اسکی حرفه من نیست ولی از اینکه خوب اسکی کنم لذت می برم. قانونی وجود داره در طبیعت که می گه کاری که بتونی بهتر از من (طبیعت )
انجام بدی زیباست و تو رو به نهایت لذت می بره، مثل موسیقی در طبیعت هیچ صدایی به زیبایی موسیقی وجود نداره و طبیعت در موسیقی از انسان بسیار عقب تر است. به خاطر همین موضوع نوازنده ها اوج لذت را تجربه می کنند. اسکی هم همین طور چه موجودی متواند روی برف با سرعت 145 کیلومتر حرکت کنه ؟