Sunday, May 11, 2008

تکراری شده


راستش نمی دونم ولی اینگار یه چیزی به من میگه باید منتظر اتفاق مهمی در زندگیم باشم به هر حال خیلی کسل کننده شده با این که سرم خیلی به کارم مشغولعه ولی همه چیز یه جورایی تکراری شده، جالب اینجاست که چیزای جدیدم حال نمیده.. سایتم همین جوری رو هوا مونده و برنامه نویس هم همیشه میگه خیلی کار داره.. خلاصه اوضاع جالب نیست با چند نفر بابت گرفتن پروژه صحبت کردم ولی به این نتیجه رسیدم که اینا گرگند و کار گِل شده را به ما میدند. نمی دونم خرج زندگی زیاد شده و به آینده با این وضعیت امیدی نیست. که چی ناهار کنسرو بخوری و سخت کار کنی آخر شب با سر درد میری خونه ...نمی دومنم باید یه کاری کرد یا منتظر بود خود به خود اتفاقی بیفته.... به هر حال هر چی زور میزنیم بیشتر تو گل میریم فرو..

No comments: